گفتوگو با «مهدی جواهریان»
مکالمه با دیگری
پیام یزدانجو: من و تو هردو سینما خواندیم. کارشناسی را با هم خواندیم و کارشناسی ارشد را من در ایران خواندم و تو در هند. با این حال، آن چیزی که من و تو را به هم پیوند داد سینما نبود، ادبیات بود. من سال دوم بودم و تو سال اول و من آنوقتها داستان مینوشتم و تو بیشتر شعر مینوشتی که با هم آشنا شدیم. من به دلایلی (از جمله خود تو) به ترجمه هم رو آوردم و تو هم همینطور. در تمام این سالها، ما فراتر از هرچیز دوستان ادبی بودیم، و در مسیر این دوستی، من کتابهای زیادی منتشر کردم اما تو، سوای ترجمههایی از شاعران اسپانیایی و آمریکایی، کاری منتشر نکردی. من میدانم که این همه سال را همیشه به کار نوشتن بودهای، داستانها و حتی رمانها نوشتی. چرا چیزی منتشر نکردی و چرا مصمم شدی اولین کاری که رسما” منتشر میکنی ترجمانی از اوپانیشادها و گیتا باشد؟









salam. man ham gitaro khundam. be nazaram alee bud. shoma in ketabo ba sharhe srila prabhupad ham khundid? dar panahe hagh