فرانکولا: کارناوال تئوری بر پوستهی رمان / حسن فیضی*
۲۹ تیر ۱۳۸۶در قطعههای پاره پارهای که در زیر میآید، به عنوان خوانندهی فرانکولا میخواهم در «برخی» از نظریههایی که بر پوستهی این رمان کشیده شده درنگ کنم. اما چرا یک راست نمیروم به هزارتوی عمیق و «ادبی» این رمان، چرا میخواهم در حاشیههای سطحی و نظری آن بپلکم؟ چون «فرانکولا» هزارتویی به آن معنا ندارد؟ چون [...]








