English

بایگانی برای بهمن ۱۳۸۳

ماجراهای ریچارد براتیگان

۲۵ بهمن ۱۳۸۳

پروژه‌ی برق‌رسانی روستایی (از مجموعه داستان «انتقام چمن»)
چند روز پیش داشتم سعی می­کردم تو را برای یک نفر توصیف کنم. تو شکل هیچ دختری که من تا به حال دیده­ام نیستی.
نمی­توانستم بگویم: «خب، اون عینهو جین فوندا است، جز این که موهاش رو قرمز کرده، دهن­اش یه جور دیگه است و البته ستاره­ی سینما هم [...]

ماجراهای ریچارد براتیگان

۱۹ بهمن ۱۳۸۳

باغچه نیازمندیم (از مجموعه داستان «انتقام چمن»)
وقتی رسیدم آن­جا، داشتند دوباره شیر را توی حیاط پشتی خاک می­کردند. مطابق معمول، قبری بود که هول هولکی کنده بودند، واقعا” آن­قدرها بزرگ نبود که شیر توش جا شود، قبری بود که با نهایت ناشی‌گری کنده بودند و داشتند سعی می­کردند شیر را توی یک گودال کوچک سمبل­کاری­شده [...]

ماتریکس بودریار

۱۵ بهمن ۱۳۸۳

اشاره: فیلم «ماتریکس» را که دیدم، مثل خیلی‌ها، بی‌درنگ و بارها به یاد بودریار افتادم. البته نمی‌دانستم این همه اشاره و الهام‌گیری عامدانه و عالمانه است یا، نه، فقط تاثیرپذیری‌ای است از روح دوران. بعدها در دوره‌ای که روی پایان‌نامه‌ام (اکران اندیشه)‌ کار می‌کردم و فصلی هم راجع به بودریار می‌نوشتم، مشتاق‌تر شدم تا این [...]