پنج پوستر متحرک از ریچارد رورتی
۲۴ خرداد ۱۳۸۶۱
از شیفتگیام که میگویم، رامین میگوید احتمالا” میآید ایران، میتوانی ببینیاش. رورتی را میبینم. ارادتام را، ناشیانه، ابراز میکنم. یکی دو سوال میپرسم، در مورد ابهامات احتمالی در متن سخنرانی، و چندتا سوال کلی. جوابام را میدهد، با حوصله، اما بی هیجان. میگویم دارم ترجمهی «فلسفه و امید اجتماعی» اش را ویرایش میکنم. میگویم شاید [...]








