English

بایگانی برای 'رورتی'

پنج پوستر متحرک از ریچارد رورتی

۲۴ خرداد ۱۳۸۶

۱
از شیفتگی­ام که می­گویم، رامین می­گوید احتمالا” می­آید ایران، می­توانی ببینی­اش. رورتی را می­بینم. ارادت­ام را، ناشیانه، ابراز می­کنم. یکی دو سوال می­پرسم، در مورد ابهامات احتمالی در متن سخنرانی­، و چندتا سوال کلی. جواب­ام را می­دهد، با حوصله، اما بی هیجان. می­گویم دارم ترجمه­ی «فلسفه و امید اجتماعی» اش را ویرایش می­کنم. می­گویم شاید [...]

«درآمد» پیشامد، بازی، و همبستگی*

۲۸ دی ۱۳۸۵

تلاش براى در آمیختن امور عمومى و خصوصى پشتوانه‏اش را هم در تلاش افلاتون براى پاسخ‏گویى به این پرسش دارد که «چرا به نفع فرد است که عدالت‏پیشه باشد؟» و هم در این مدعاى میسحیت که کمال خودشکوفایى از طریق خدمت به دیگران است که مى‏تواند حاصل شود. این‏گونه تلاش‏هاى متافیزیکى یا متألهانه براى یک‏کاسه [...]

پاسخ من به پاسخ مهدی خلجی

۱۳ دی ۱۳۸۵

مهدی عزیز
تو در نامه­­ات از کنار برخی ایرادات من بی­تفاوت گذشتی و آن­ها را بی­پاسخ گذاشتی، من هم از تاکید دوباره بر آن­ها می­گذرم. اما از بابت آن­چه نوشته­ای نکاتی را عجالتا” در این نامه یادآور می­شوم – عین نامه هم را مطابق متن قبلی در وبلاگ­ام می­گذارم.
یک) نوشته­ای «در پاسخ خود “ناقد متبحر” ترجمه­ات [...]

پاسخ مهدی خلجی به پاسخ من

۱۲ دی ۱۳۸۵

پیامِ عزیز
پاسخ تو را به نقد ترجمه خواندم. امیدوارم بر خلاف لحن پرشماتت و اشتلم نوشته‌ات، از نقد من آزرده‌خاطر نشده باشی. در پاسخ خود «ناقدِ متبحر» ترجمه‌ات را به اصنافِ اوصاف مذموم خوانده‌ای و کم‌دانش و نافروتن‌اش نامیده‌ای که ورای پاسخ به نقد است. من کوشیده بودم در عوض، ترجمه‌ی تو را آماج بگیرم [...]

بدباوری در نقد ترجمه‌ی رورتی

۱۱ دی ۱۳۸۵

مهدی خلجی نقدی بر ترجمه­ی من از کتاب ریچارد رورتی – Contingency, Irony, and Solidarity – با عنوان «بازی­باوری» در ترجمه­ی رورتی در سایت «بی­بی­سی فارسی» نوشته اما، از دید من، نوشته­اش چنان که باید و شاید شکل نقادانه ندارد: اول، و بیش از همه از آن رو که، به­شکلی نامنتظر، تنها به پاره­های نابسنده­ای [...]

پیشامد، بازی، و همبستگی

۷ آبان ۱۳۸۵

ریچارد رورتى از بارآورترین و بحث‏انگیزترین «اندیشه‏گران زمانه‏ى ما» است. بارآورى او از بابت آثار بنیان‏ستیزى است که در طول دو دهه‏ى شصت و هفتاد در باب «فلسفه‏ى تحلیلى» پدید آورده، بردبارانه و به‏دقت راه خود را به‏سوى «فلسفه‏ى پسا – تحلیلى» و به‏موازات آن «مصلحت‏باورى نوین» (نو – پراگماتیسم) گشوده، حاصل این همه را [...]

فلسفه به چه کار ما می‌آید؟

۱۲ فروردین ۱۳۸۵

اگر فلسفه فضیلتی فی­نفسه و حلال همه­ی مسائل باشد، باید گفت که جامعه­ی ما اکنون کمابیش در آرمانی­ترین وضعیت خود به سر می­برد، زیرا در حال حاضر تب فلسفه­ بیش از همیشه در میان شهروندان ایرانی فراگیر است، و دولت هم بیش از همیشه در دست کسانی که در فلسفه­دانی بسیاری از آن­ها تردیدی نیست. [...]