English

بایگانی برای 'بررسی كتاب'

فرانکولا: کارناوال تئوری بر پوسته­ی رمان / حسن فیضی*

۲۹ تیر ۱۳۸۶

در قطعه­های پاره پاره­ای که در زیر می­آید، به عنوان خواننده­ی فرانکولا می­خواهم در «برخی» از نظریه­هایی که بر پوسته­ی این رمان کشیده شده درنگ کنم. اما چرا یک راست نمی­روم به هزارتوی عمیق و «ادبی» این رمان، چرا می­خواهم در حاشیه­های سطحی و نظری آن بپلکم؟ چون «فرانکولا» هزارتویی به آن معنا ندارد؟ چون [...]

آمارتیا سن: هندی اهل بحث

۲۲ تیر ۱۳۸۶

آمارتیا سن، متفکر معاصر هندی، شهرت خود را بیش­تر از بابت جایزه­ی نوبل اقتصادی دارد که سال ۱۹۹۸ به او تعلق گرفته، اما سوای آثار اقتصادی (اغلب مرتبط با توسعه، عدالت، و آزادی)، متون متعدد و موثری هم در زمینه­ی فرهنگ و هویت منتشر کرده، از جمله هندی اهل بحث: نوشته­هایی در باب تاریخ، فرهنگ، [...]

هدایت، «بوف کور»، و ناسیونالیسم

۹ بهمن ۱۳۸۵

با وجود انبوه تاویل­ها که از کار، آثار، زندگی، و زمانه­ی، بی­شک، بزرگ­ترین نویسنده­ی معاصر ایرانی شده، «معمای هدایت» هنوز هم برای ما نویسندگان و خوانندگان ناگشوده مانده: هدایت در چه اندیشه­ای بود و این اندیشه در آثارش چگونه به رشته­ی نوشتار در آمد؟ این اساسی­ترین پرسشی است که اغلب ذهن منتقد، محقق، یا مولف [...]

پاسخ من به پاسخ مهدی خلجی

۱۳ دی ۱۳۸۵

مهدی عزیز
تو در نامه­­ات از کنار برخی ایرادات من بی­تفاوت گذشتی و آن­ها را بی­پاسخ گذاشتی، من هم از تاکید دوباره بر آن­ها می­گذرم. اما از بابت آن­چه نوشته­ای نکاتی را عجالتا” در این نامه یادآور می­شوم – عین نامه هم را مطابق متن قبلی در وبلاگ­ام می­گذارم.
یک) نوشته­ای «در پاسخ خود “ناقد متبحر” ترجمه­ات [...]

پاسخ مهدی خلجی به پاسخ من

۱۲ دی ۱۳۸۵

پیامِ عزیز
پاسخ تو را به نقد ترجمه خواندم. امیدوارم بر خلاف لحن پرشماتت و اشتلم نوشته‌ات، از نقد من آزرده‌خاطر نشده باشی. در پاسخ خود «ناقدِ متبحر» ترجمه‌ات را به اصنافِ اوصاف مذموم خوانده‌ای و کم‌دانش و نافروتن‌اش نامیده‌ای که ورای پاسخ به نقد است. من کوشیده بودم در عوض، ترجمه‌ی تو را آماج بگیرم [...]

بدباوری در نقد ترجمه‌ی رورتی

۱۱ دی ۱۳۸۵

مهدی خلجی نقدی بر ترجمه­ی من از کتاب ریچارد رورتی – Contingency, Irony, and Solidarity – با عنوان «بازی­باوری» در ترجمه­ی رورتی در سایت «بی­بی­سی فارسی» نوشته اما، از دید من، نوشته­اش چنان که باید و شاید شکل نقادانه ندارد: اول، و بیش از همه از آن رو که، به­شکلی نامنتظر، تنها به پاره­های نابسنده­ای [...]

سه رمان ریچارد براتیگان

۱۶ شهریور ۱۳۸۵

ژنرال متفقین از بیگ سور
این اولین رمان براتیگان است که در ۲۸ سالگی نوشته و در سال ۱۹۶۵ منتشر کرده. ماجرا در سال ۱۹۵۷ می­گذرد و فضای رمان تجسم­بخش حال­وهوای غالب نسل جوان و سرگردان دهه­های پنجاه و شصت آمریکا است – زندگی کولی­وار، انزوای اجتماعی، سرخوردگی اخلاقی، وارستگی و وانهادگی در فرهنگ (ضد – [...]