English

بایگانی برای 'شعر'

با چشمان بسته

۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۹

اکتاویو پاز / مهدی جواهریان - پیام یزدانجو

با چشمان بسته
در خود روشن می­شوی
تو چون سنگ نابینا

با چشمان بسته
هر شب تو را می­تراشم
تو چون سنگ بی نقش و نگار

با چشمان بسته
یک­دیگر را شناختیم
و بزرگ شدیم
 

منظومه ای از اکتاویو پاز / مهدی جواهریان – پیام یزدانجو

۲۹ فروردین ۱۳۸۹

ماتورا
 
چون مادری دل­نواز، چون مام مخوف اختناق،
چون ماده­شیر خاموش خورشید، موجی به بزرگی دریا،
بی­صدا سر رسیده، شاهانه در یکایک ما خانه می­کند؛
روزهای شیشه­ای ذوب می­شوند، و بر سینه­ها تاجی از خارها و ذغال­های گداخته شکل می­بندد،
سلطه­اش سکسکه­ای عبوس، و نفس­های درهم­شکسته­ی­ ایزدان و ددان،
با چشمانی گشوده، با دهانی آکنده از حشرات سوزان [...]