English

کرنش به کریشنا

یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۸۹ - ۲۰:۵۸ ب.ظ

از «گیتا: کتاب فرزانگی»، ترجمه­ی مهدی جواهریان / پیام یزدانجو

کریشنای پروردگار! به تو کرنش می­کنم، دوباره و هربار!

به تو کرنش می­کنم، کریشنای پروردگار!

پسر واسودوا، دل­گرمی نانداگوپا، محبوب دواکی!

کریشنا! محبوب­ترین مونس! من ام که در تو مامن دارم.

راز بازی آشکار کن، اسرار اوپانیشادها بگشا!

که تو خود گفته­ای: من ام سراینده­ی اوپانیشادها، من ام حقیقت هر ودا!

تو بهترین راهنمای من ای! در رمز و راز ودانتا راهبر باش.

درسی آسان بیاموز، راز را باز گو.

 

تو مقیم قلب من ای! شاهد هوش و ذهن من!

ای خدای نفس­های­ام، از تو پنهان چیست؟

از تو هول و هراسی در من نیست. تو دوست و دوستار من ای!

کریشنای پروردگار! با من آن کن که با آرجونا کردی!

من تو را ساز می­کنم، من تو را آواز!

تو نی بنواز! بیا عیش و نوش کنیم، و سپندانه سر دهیم!

 

ای پروردگار ناپیدا! ای بزرگ و برنا! ای در همه­چیز و هرچیز جاری!

ای در سرای سپنچ و سرای سپند! ای در سرای عالم و در ساقه­ی علف!

ای شهد هر کام و هر نام! تو میوه­ی چشمان من ای!

عشق ابد در قلب من! روشنای هوش و حواس! موسیقای قلب مدهوش­ام!

تویی تننده­ی تن­های من! تو دادار قهار ای! تن­های­ام به تدبیر تو است!

در پای­ات زانو می­زنم، ای دادار! زانو می­زنم، دوباره و هربار.

تو سرپناه من ای! به تو تنها تن می­دهم!

تو همدم تنهایان ای، تو همراه آوارگان، تو پالایه­ی هر ناپاک.

 

ای آب­های عشق و عطوفت! مرا در فراز کن!

فرزانه کن، فروزان کن! راه­بندان بگشا، راهنمای­ام باش.

ای آموزگار هستی! تاب­ام تمام است! در تخته­بند تن نمی­گنجم.

حالیا، مرا دریاب! در آتش ام! بشنو! بشنو نیایش سوزان­ام را!

ای شکوه عشق و آشتی! ای چشمه­های حکمت و سرمستی!

تویی چشم چشم­ها، گوش گوش­ها، هوش هوش­ها، جان جانان

تو اندیشای نیاندیشیده، بینای ندیده، شنوای نشنیده، تو دانای ندانسته!

فرزانه کن! فروزان کن!

 

ای گردونه­گردان گیتی! پیش­کش ناچیزم را دریاب!

از سراب هستی­ام بیرون آر! فرزانه کن، فروزان کن!

دانش ببخش! نگاهبان­ام باش!

کریشنا! کریشنا! کریشنا!

تو را کرنش می­کنم! تو را ستایش می­کنم! تو را پرستش می­کنم!

نگاه شما