English

آمارتیا سن: هندی اهل بحث

جمعه ۲۲ تیر ۱۳۸۶ - ۱۸:۱۸ ب.ظ

آمارتیا سن، متفکر معاصر هندی، شهرت خود را بیش­تر از بابت جایزه­ی نوبل اقتصادی دارد که سال ۱۹۹۸ به او تعلق گرفته، اما سوای آثار اقتصادی (اغلب مرتبط با توسعه، عدالت، و آزادی)، متون متعدد و موثری هم در زمینه­ی فرهنگ و هویت منتشر کرده، از جمله هندی اهل بحث: نوشته­هایی در باب تاریخ، فرهنگ، و هویت هندی (۲۰۰۵)، کتابی که خوانندگان هندی و غیرهندی هرکدام البته از جهاتی آن را جذاب و جالب توجه خواهند یافت. کتاب شامل این سرفصل­ها است:

بخش اول: ابراز عقیده و گونه­گون­اندیشی
یک. هندی اهل بحث
دو. نابرابری، بی­ثباتی، و ابراز عقیده
سه. هند: بزرگ و کوچک
چهار. آوارگان و جهان
بخش دوم: فرهنگ و ارتباطات
پنج. تاگور و هند او
شش. فرهنگ ما، فرهنگ آن­ها
هفت. سنت­های هندی و تخیل غربی
هشت. چین و هند
بخش سوم: سیاست و اعتراض
نه. قرار با تقدیر
ده. طبقه در هند
یازده. زنان و مردان
دوازده. هند و بمب اتمی
بخش چهارم: خرد و هویت
سیزده. دامنه­ی خرد
چهارده. سکولاریسم و ناخشنودی­ها از آن
پانزده. هند از ره­گذر تقویم­هاش
شانزده. هویت هندی

کتاب، همچنان که از عنوان و فهرست­اش پیدا است، مجموعه مقالاتی با محوریت تاریخ، فرهنگ، و هویت هندی است. اما گذشته از آشناسازی عموم خوانندگان با وجوه عمیقی از هند و هندیان، به نظر می رسد برخی از بحث­های نویسنده موضوعیت و بنابراین جذابیت بیش­تری برای خوانندگان غیرهندی و به­ویژه ایرانی داشته باشد. از جمله­ی این بحث­ها بحث گیرایی است که سن درباره­ی تاگور، با توجه خاصی به شباهت­ها و تفاوت­های او با گاندی مطرح کرده، همچنین مقاله­ی «فرهنگ ما، فرهنگ آن­ها» که درباره­ی سینمای ساتیاجیت رای و دیدگاه­های او درباب «ارزش­های آسیایی» است – باز هم به­ویژه چون همسنخی مسائل سینمای هنری هند با مسائل سینمای معاصر ما را نشان می­دهد. به همین منوال، مقاله­ی «هند و بمب اتمی» هم با توجه به موقعیت فعلی ما حرف­های زیادی برای گفتن دارد. سوای این­ها، در بین بحث­های عمدتا” نظری، فصل چهاردهم کتاب در باب سکولاریسم به­ویژه جالب توجه به نظر می­رسد: در واقع سن در این­جا به انواع ایراداتی که به ماهیت و ضرورت سکولاریسم هندی وارد شده با استناد به واقعیت­ها و پیچیدیگی­های ملت هند و با اتکا به تنوع هویتی و تکثر فرهنگی جاری در آن پاسخ می­دهد، اما جالب­ترین بخش آن پاسخ نویسنده به ایرادات ضد – مدرنیست­ها یا پسا – مدرنیست­هایی نظیر دیگر متفکر معاصر هندی، آشیش ناندی – برای مثال بنگرید به، رامین جهانبگلو، در آینه­ی شرق: گفت­وگو با آشیش ناندی (تهران: نشر مرکز، ۱۳۸۴) – است که سکولاریسم را عامل ازدیاد خشونت می­دانند: سن می­گوید مفهومی که امثال این منتقدان از سنت و از مدرنیسم دارند مغشوش و مخدوش است، و همچنان که سنت فی­نفسه خشونت­بار نبوده، مدرنیته هم به خودی خود نمی­تواند عامل خشونت باشد: برعکس، حمله­ی خشونت­بار به میراث مدرنیته است که می­تواند سکولاریسم را که عامل مفیدی در تایید و تبلیغ تکثرگرایی فرهنگی بوده به عاملی مضر و محدودکننده بدل کند.
با این همه، دفاع سن از سکولاریسم و محدود و منطبق کردن دموکراسی با سکولاریسم با خوش­بینی افراطی یا نابینایی ناموجهی پیوند خورده و در واقع این می­تواند نقطه­ضعف اساسی دفاعیه­ی او باشد. سن، در مقام مخالفت با ساموئل هانتینگتون و نظریه­ی «برخورد تمدن­ها» ی او، تصویر ایدئال­شده­ای از میراث دموکراتیک مسلمانان در هند ارائه داده (به­ویژه به سیستم سکولاری اشاره می­کند که چهار قرن پیش «اکبر شاه» در اداره­ی این کشور به کار برده)، تصویر تحریف­شده­ای از حکومت اعراب مسلمان در اروپا ترسیم کرده، در نهایت این نتیجه­ی نامستند را می­گیرد که دموکراسی به همان اندازه که مرهون و متعلق به غربی­ها بوده، به شرقی­ها مرهون و متعلق است و حتا شرقی­ها سابقه­ی درخشان­تری در رعایت رویه­های دموکراتیک داشته­اند. این ادعا البته اساس بحث سن در کتاب بعدی خود، هویت و خشونت: توهم تقدیر (۲۰۰۷) است که در آن می­کوشد با ارائه­ی تعریف تکثرگرایانه­ای از هویت، هویت­بخشی­های تک­انگار هانتینگتونی را نفی کند، اما به دلیل افراط­های غیرواقع­بینانه­اش مورد انتقاد قرار گرفته – برای مثال، بنگرید به انتقاد فواد عجمی از این اثر او که در همان صفحه­ی آمازون آمده.
با این حال، آماریتا سن همچنان که در آثار اخیرش نشان داده، دیدگاه­های نو و نافذش را با نثری درخشان و شیوه­ی بحثی سلیس و روان دنبال می­کند، که این­ها هم به سهم خود بر زیبایی و گیرایی آثار او افزوده­اند.

نگاه شما