English

بیش از این‌ها بدهکار اید

چهارشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۶ - ۱۷:۵۸ ب.ظ

در برابر داد و بیداد اخیر سینماگران ایرانی به خاطر حقوق در خطر افتاده یا از دست رفته (از بابت تکثیر غیرمجاز آثارشان)، بی­تفاوتی طبیعی­ترین واکنش من بود. امروز هم تیتر اخبار مربوط به تجمع دیروزشان را دیدم و باز هم بی­تفاوت بودم. اما از آن­جا که اصولا” هرچیزی حدی دارد (الا بعضی امور منحصر به ما «ایرانیان»)، متن خبر را که خواندم دیدم دیگر نمی­توانم عصبانیت­ و (چرا که نه) انزجارم را از حقارت و ایضا” وقاحت این «نام­آوران» پنهان کنم.
به عنوان نویسنده­ای که هفت سال از عمرش را در دانشکده­ی سینما سپری کرده و هم فضای آکادمیک و هم فضای حرفه­ای آن را می­شناسد و با برخی از «هنرمندان» این حوزه هم آشنایی یا مختصر رفاقتی داشته، شگفت­آور نبود که ببینم سینماگران ما، سوای «جشن خانه­ی سینما یا بزرگ­داشت یکی از هنرمندان فقید و …»، یک بار هم که شده، از بابت کار دیگری گرد هم آمده­اند و این (مطالبه­ی حقوق و عجز و لابه برای حفظ اموال عزیزشان) البته تنها کاری است که ممکن بود این همه سینماگر «هنرمند» را گرد هم آورد. (گزارش کامل مراسم را این­جا بخوانید.) راستی، مگر این همه سال اتفاق مهم دیگری هم در این ممکلت افتاده بود که نیازی به حضور همدلانه و دردمندانه­ی آن­ها باشد؟
خدا را شکر، مملکتی داریم که سینماگرش هم «خانه­ی سینما» دارد و هم کانون و هم صنف و هم سایر متعلقات، و ایضا” مقادیر معتنابهی محبوبیت از برکت صدا و سیما، که حد و حسابی ندارد. حسادت می­کنم؟ اصلا”. نمی­­گویم چرا وقتی یک نویسنده­ی مملکت نه از ترس مال نداشته، که از ترس جان بی­ارزش به خود می­لرزید از حمایت این­ همه «هنرمند» کذا و کذا خبری نبود، و نمی­پرسم چند نفر از این جماعت سینمایی یک بار هم که شده با یک نویسنده­ی دربند و جان­باخته و … همدردی کرده­اند. فقط: «هنر»مند اند؟ هنرشان برای­شان ارزش دارد؟ پس چرا این همه سال یک بار هم به­خاطر «سانسور» فیلم­ها و ایجاد این همه مانع در راه سینمای آزاد، طومار و تجمعی در کارشان نبود؟
برگزاری تجمعی تحت عنوان دفاع از حقوق مولف و … در چنین زمان و از سوی چنین کسانی خود به قدر کفایت مفتضحانه هست اما از آن مفتضح­تر افاضات جماعت «هنرمند» ی است که انگار جز از ابرای احقاق حقوق حقه­ی خود در مجامع و محافل ظاهر نمی­شوند و به این منظور هم از هیچ تزویر و تملقی ابا ندارند – و به این­ها اضافه کنید آن بیانیه­ی پایانی را که از هر بندش بگذرم، از بند هفتم­اش نمی­توانم: عینا” این که: «از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران می‌خواهیم ضمن جلوگیری از ترویج و تبلیغ سینمای آمریکا در رسانه­ی ملی، سهم واقعی و درخور سینمای ملی ایران را چه از حیث تبلیغ آثار و چه از حیث پرداخت حقوق نمایش محصولات سینمایی ایران بازنگری کرده و ضمن رعایت عادلانه­ی حقوق این سینما، به نقشی که در ایجاد تناسب میان هزینه‌های تولید و تبلیغات دارد، توجه کند. ضمنا” وظیفه خود را در آگاه‌سازی جامعه نسبت به حرمت شرعی استفاده از کپی‌های قاچاق مورد توجه بیشتر قرار دهد.»
لحن تهوع­آورش به کنار، بی­شرمی بیان­­اش را بنگرید: جماعتی که نسلی از جوانان مملکت را در محدودیت سینمایی و در محرومیت از تماشای آثار ارزنده­ی سینمای جهان نگه داشته، آن هم تنها به این دلیل حقیرانه که در غیاب رقبای برتر، آثار ابتر خود را به چشم مخاطب فرو کند، هنوز هم دست از دغل­کاری بر نداشته و مصرانه می­خواهد این سانسور فرهنگی به کار خود ادامه دهد، آن هم تنها از این بابت که ملت را با انبوه مزخرفاتی که فیلم­سازان وطنی به نام محصولات سینمای ملی ساخته و پرداخته­اند خفه کند. اعتراض­­شان هم دقیقا” در همین راستا است:‌ این همه سینماگری که عمری از بابت تماشای نسخه­های قاچاق فیلم­های آمریکایی کسب معلومات سینمایی کرده و سال­ها است برای به دست آوردن سی دی فیلم­های اروپایی با هم کورس گذاشته­اند، و همین حالا هم به آرشیوهای انباشته از این­گونه آثارشان مباهات می­کنند، البته تازه یادشان آمده چیزی هم به اسم کپی رایت وجود دارد و تکثیر و تماشای نسخه­های نامجاز آثار سینمایی کاری است ناصواب و بایسته­ی اشد عذاب.
راستی، سوای آن معدود آثار ارزنده­ی سینمای ایران که البته مشابهات­اش سالانه در سینمای اغلب کشورها هم یافت می­شود، این «سینمای ملی» در کجا است؟ این چه صنعت مستقل و مستحکمی است که در مواجهه با معضلی که گریبان­گیر همه­ی صنایع سینمایی دنیا بوده اما ورشکست­شان نکرده، این­گونه به زانو در آمده، برای بقای­اش این­طور عاجزانه به دستگاه دولت التماس می­کند؟ پاسخ ساده است: فیلم­سازی ما هم مثل خودروسازی ما است: هردو بسیار بی­کیفیت، اما به­یمن ممنوعیت ورود رقبای خارجی، هردو پرسود و پرفروش؛ سوای این دو، شباهت سومی هم هست: در هردو مورد، اصلا” معلوم نیست این صنایع، جز از بابت مباهات متوهمانه و استفاده­ی ایدئولوژیک، از چه بابت در این ممکلت تاسیس شده، از چه بابت بر بزرگ­نمایی آن­ها تاکید می­شود؟ (کشورهای زیادی خودروسازی ندارند و با این همه صنعت­شان چیزی از سایر کشورها کم ندارد، و ایضا” بسیاری از کشورهای پرافتخار در کار سینما هم صاحب صنعت سینما نبوده و با این همه کمبود هنر و هنرمند ندارند.) و با این اوصاف، معلوم نیست این تولید انبوه، این اصرار ناموجه که حتما” (با دوپینگ دولتی) سالی سیصد تا فیلم تولید کرده و (با دوپینگ جشنواره­ای) صدتای­شان مدعی صفت «هنری» باشند از چه رو است.
در آخر، یک نکته را هم از بابت بی­شرمی آشکار این جماعت سینمایی باید با صدای بلند گفت: «هنرمندان» محترم، که از بابت تضییع حقوق حقه­ی خود دادتان به آسمان رفته و زمین و زمان را از بد و بیراه پر کرده­اید، لطفا” ادای آدم­های طلب­کار را در نیاورید: شمایی که سال­ها با آثار مشعشع خود چشم ملت را کور کرده و اسباب تحمیق و تخدیرش شده­اید، شما که از جمله مسببان عقب­گرد فرهنگی و افت ذوق هنری مردم بوده­اید: شما بیش از این­ها بدهکار اید.

نگاه شما