English

امید

دوشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۸۴ - ۱۸:۰۰ ب.ظ

۱
انتظار آینده‌ای خوش(تر)، چشم­داشت بهبود: امید احتمالی است بی‌یقین – همیشه همین احتمال: هم مخاطره، هم موفقیت: احتمالی که هرگز به صفر نمی­رسد — حکمت ریاضی: همیشه امیدوار باش. سرخوردگی هم آن روی سکه­ی امید است، اما جسارت امید ورزیدن داشته باش (فلسفه­ی زندگی، حکمت عملی، جبر حیات).

۲
بنیامین می­گوید: «تنها راه شناختن یک نفر، دوست داشتن او بی هیچ امیدی است»: اما نه «تنها راه شناخت» ی وجود دارد، نه دوست داشتن بی امیدواری ممکن است ؛ نه، شناختی مصون از امید و معاف از نومیدی در کار نیست. شاکله­ی هر شناختی را امید من مشخص می­کند: من تو را دوست دارم، من عاشق تو ام، یعنی که من امیدوار ام، یعنی که می‌خواهم تو را بشناسم: هر شناختی حدی از دل­بستگی است؛ اما امید عاشقانه شناختی کورکورانه است، روشنایی در عین تیرگی: عشق هم امیدواری است، بیش­ترین مخاطره را هم با خود دارد: سرخوردگی و / یا عاشقانه شناختن.

۳
امید عذاب آرمان­گرا است: بزرگ­ترین جنایت­ها همیشه به نام بزرگ­ترین آرمان­ها انجام می­شود، و امید آوند هر آرمانی است. ناامیدی از وضع موجود هم واجد امیدی به آینده است: مصلحان و مبارزان، امیدوارترینان.

۴
خوش­بینی و بدبینی انگیزه­ی امید یا ناامیدی نیست، همچنان که عشق یا انزجار: تو بدبین ای اما امیدوار، من خوش­بین ام اما ناامید.

نگاه شما